X
تبلیغات
سرزمین طلای سفید

سرزمین طلای سفید

چشمه دیوانه

چشمه ای عجیب  در روستای کرنگ کفتر گالیکش :

کرنگ کفتر روستایی از توابع بخش گالیکش شهرستان مینودشت استان گلستان ایران می باشد . این روستا در دهستان قراولان و در فاصله 3 کیلومتری مرکز این دهستان یعنی روستای آق قمیش قرار داشته و بر اساس سرشماری سال 1385 جمعیت آن 691 نفر (193خانوار ) بوده است . این روستا در مسیر جاده گرگان به بجنورد و در 17 کیلومتری شرق گالیکش و در سه کیلومتری جاده اصلی گلستان - مشهد واقع شده است .

در شمال این روستا و در جنگلی زیبا چشمه ای عجیب واقع گردیده است که آب آن بصورت متوالی و به تناوب قطع و بعد از مدتی دوباره جریان می یابد . سالیان دراز اهالی بومی منطقه ، این چشمه را به نام چشمه دیوانه می خوانند و در پیدایش آن نیروهای نامریی را دخیل می دانند و اعتقاد دارند که شرب آب این چشمه سبب جنون آدمی میشود . 

اما جالب است که بدانید علیرغم اعتقادات اهالی بومی منطقه و وجود خرافات درباره این چشمه در نزد اهالی که حتی این باورها در وجه تسمیه و نامگذاری چشمه مذکور موثر بوده ، وجود چشمه ای به این شکل و دارای جریان تناوبی از نظر زمین شناسی یک دلیل علمی و عقلایی دارد .

طبق تعریف :

به ظهور طبیعی آب زیر زمینی در سطح زمین که بدون واسطه یا با واسطه صورت می گیرد چشمه می گویند . چشمه ها از این نظر حایز اهمیت هستند که مقدار قابل توجهی از آب زیر زمینی را زهکش می نمایند و بدون صرف انرژی در اختیار بشر قرار می دهند . در واقع چشمه ، نوعی تخلیه آب زیر زمینی است که بصورت متمرکز رخ می دهد .

چشمه ها دو دسته هستند :

1- چشمه های ثقلی :

آنهایی هستند که در شرایط مناسب ، بر اثر جریان آب بوسیله نیروی گرانشی ، در سطح زمین ظاهر می شوند .

2- چشمه های غیر ثقلی یا جهشی یا آرتزین :

که چشمه دیوانه نیز جزء این نوع چشمه هاست آنهایی هستند که آبشان با فشاری بجز فشار هیدرواستاتیک به خارج رانده میشود منبع تامین فشار در این نوع چشمه ها معمولا فرایندهای درونی زمین است همانگونه که می دانیم لایه های زیرین زمین مملو است از گازهایی نظیر اکسیژن ، هیدروژن ، ازت ، متان و غیره . این گازها که در لایه های زیزین زمین و پاینتر از سفره آبهای زیر زمینی قرار دارند در هنگام فعالیت ، بر لایه های فوقانی خود فشار وارد نموده و سبب می شوند که آب موجود در لایه های زیرین سطح زمین با فشار از درون بریدگیها ، گسل ها و کانالهایی که با سطح زمین ارتباط دارند از آن خارج گردیده و در زمان عدم فعالیت این گازها آب  چنین چشمه هایی  نیز قطع میگردد .

ذکر این نکته نیز جالب است که در کنار روستای کرنگ کفتر رشته کوه پهناوری وجود دارد که در حاشیه جنوبی این رشته کوه و با فاصله ای در حدود دهها کیلومتر روستایی بنام فارسیان قرار گرفته که این روستا نیز چشمه ای مشابه چشمه دیوانه دارد که آب آن چشمه نیز به تناوب قطع و وصل میگردد . جالبتر آنکه آب این دو چشمه دارای نوعی ارتباط با هم هستند ، بدین شکل که در هنگامی که آب یکی از این چشمه ها جریان دارد آب چشمه دیگر قطع میگردد . که عامل آن تاثیر همان گازهای زیر زمینی بر لایه ها و گسلهای متفاوت زیر زمینی که در حاشیه هم واقع گردیده اند می باشد .

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 18:36  توسط منصور چاره گر  | 

آبشار لوه نگین شرق گلستان :

آبشار زیبای لوه :

حتی اگر هزاران گزارش سلامت درباره تاثیر شگفت شنیدن صدای آبشار و تماشای حرکتش بر سلامت روحی و جسمی شما منتشر شود هیچکدام نمی تواند به اندازه رفتن تا آبشار و تجربه همجواری اش شما را به این یقین برساند . اگر می خواهید به این یقین برسید پیشنهاد ما برای نخستین تجربه تان آبشار لوه است .

                                    

برای رسیدن به این آبشار زیبا باید در مسیر جاده گرگان به بجنورد برانید . فراموش نکنید که گاهی وقت ها راه رسیدن به هدف از خود هدف زیباست ، آبشار لوه در 20 کیلومتری گالیکش و در 5 کیلومتری جاده اصلی گلستان - مشهد و در کنار روستایی به همین نام و در جنگلی انبوه با درختان پهن برگ واقع شده است . همجواری آبشار با پارک جنگلی گلستان ارزش ویژه ای به آن بخشیده است .گالیکش آبشارهای متعددی دارد که در این میان آبشار لوه با 75 متر ارتفاع از آبشارهای دیدنی و کم نظیر استان گلستان و در روستای لوه می باشد .

                                                


آبشار لوه و آبشار کوه سنگی که در فاصله دو کیلومتری جنوب روستای لوه و در 24 کیلومتری شرق گالیکش واقع شده اند که در صورت توجه وسرمایه گذاری می توانند از مناطق خوب گردشگری استان گلستان باشند ، که این موضوع توجه جدی مسولان استان و شهرستان مینودشت را طلب می کند .

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 11:22  توسط منصور چاره گر  | 

خانه های سنتی تر کمن

 خانه های سنتی تر کمن ها :

مقدمه :

مسکن به عنوان مهمترین نیاز بشر از بدو خلقت تا کنون مطرح بوده است. انسانهای اولیه بر حسب غریزه خود غارها را به عنوان مسکن و جان پناه در مقابل تغییرات جوی و فصلی از قبیل سرما ، گرما، بارش باران و برف و وزش بادهای شدید و در امان ماندن از حملات حیوانات درنده انتخاب نمودند .
بیشتر شدن جمعیت ، انسان را مجبور به تفکر کرد تا بتواند مشکل مسکن خود را با استفاده از چوب درختان و سنگ ها تا حدودی بر طرف نماید . گسترش جمعیت و پراکنده شدن انسانها در موقعیت های جغرافیایی مختلف ذهن انسان ها را بر آن داشت تا با توجه به موقعیت اقلیمی منطقه ، مسکنی متناسب با شرایط آن منطقه بسازند.

با بیشتر شدن جمعیت انسان ها قومیت ها و طوایف مختلف نیز بوجود آمدند . قوم ترکمن نیز یکی از این اقوام می باشد ، اکثریت قوم ترکمن دامداری را به عنوان شغل خود انتخاب کردند .داشتن خانه های ثابت برای قوم ترکمن که دامدار بودند و مجبور بودند برای تهیه علوفه و چرای دامهایشان دائما در حال کوچ باشند مشکلاتی را بوجود می آورد . این مسئله مردان قوم را بر آن داشت تا بتوانند با در نظر گرفتن امکانات موجود خود خانه ای طراحی نمایند تا به صورت متحرک قابل جابجایی باشد و در حد اقل زمان ممکن آنرا بر پا نمایند و در زمان کوچ نیز براحتی بتوانند آن را جمع نمایند و کار حمل و نقل آن نیز توسط حیواناتی چون اسب یا شتر امکانپذیر باشد و در عین حال از استحکام زیادی نیز برخوردار باشد تا بتواند در مقابل عوامل جوی همچون بادهای شدید ، بارش هایی همچون برف و باران ، زمین لرزه ایستادگی نماید و در تابستان و زمستان نیزمورد استفاده قرار گیرد. اصیل ترین منزلگاه تركمن ها ، آلاچیق شان می باشد كه در دوره دامداری و كوچ نشینی مأمن و پناهگاه ایشان شمرده می شد . 

                                         

آلاچیق یا ترکمنی خانه :

"آلاچيق" خانه سنتي قوم تركمن است كه به دليل ساختار خاص سازه‌اي در برابر حوادث طبيعي نسبتا مقاوم و ساكنان خود را از گرما و سرما در امان نگه مي‌دارد.

اين خانه سنتي كه به آن "اوي" گفته مي‌شود در گذشته به دليل سهولت در نصب و كاربرد در جابجايي‌ها و مهاجرتها، منزلي امن محسوب مي‌شد كه به آساني قابل جمع كردن و حمل به جاي ديگر بود.

در گذشته خانواده‌هاي تركمن هريك داراي آلاچيق مستقلي بودند كه با فاصله كمي از آلاچيق ديگران برپا مي‌شد و به اين مجموعه كه بيشتر با هم خويشاوند نيز بودند "اوبه" مي‌گفتند.
تركمن‌هاي گلستان آلاچيق را قبه‌اي از قبه‌هاي بهشت مي‌دانستند و چندان علاقه‌اي به زندگي در خانه‌هاي خشتي و آجري نداشتند.
در زبان تركمني به آلاچيق "آغاج اوي (خانه چوبي)" گفته مي‌شود و از نظر اعتقادات تركمن‌ها آلاچيق مظهر سلامتي و سخاوت است.
در زمينه نشانه سخاوتمند بودن ساكنان اين خانه سنتي همين بس است كه درب آلاچيق تركمنها همواره فاقد قفل بوده و اين مساله مهمان‌نوازي اين قوم را مي‌رساند.
در مورد دلايل انتخاب آلاچيق به عنوان منزل مسكوني گفته می شود که تركمن‌ها در قديم اغلب كوچ‌نشين ومهاجر بودند و مانند عشاير كنوني از سرزميني به سرزمين ديگر كوچ مي‌كردند اين شيوه زندگي با معيشت آنان كه دامداري بود ارتباط تنگاتنگي داشت و آنها در جستجوي چراگاهها و مراتع جديد براي دام‌هاي خود مجبور به كوچ بودند .                                            

 آنان براي جابجايي آسانتر نياز به منزلي داشتند كه به راحتي جمع شده و قابل جابجا كردن به مناطق ديگر باشد.

ترکمن های کوچ نشین در طی سال ها زندگی در صحرا و شرایط مختلف آب و هوایی در ساخت منزلگاه خویش به طرحی دست یافته اند که می توان اذعان کرد یکی از کامل ترین نوع منازل سیار بوده است .
این منزلگاه هم از لحاظ حمل و نقل و هم از لحاظ برپایی و برچیدن از نمونه هایی می باشد که در طراحی آن سهولت و سرعت کار را در نظر گرفته اند. اوی دایره شکل ترکمن با سقفی گنبدی را می توان نمادی از کیهان و گنبد آسمان دانست . اوی ترکمنی دایره شکل است و هنگام نشستن اعضا در این دایره جای بالا و پایین وجود ندارد و همه در یک مرتبه جای می گیرند. در دوره ای طولانی ترکمن ها آموختند تا از اوی خویش برای رصد مکان ستارگان و تعیین جهت و ساعت روز استفاده کنند. اوی مکان تولد و رشد و وفات یک ترکمن بوده است . اکثر صنایع دستی موجود ترکمن ها نیز به نوعی با اوی در ارتباط بوده است از جمله قالیبافی و نمدمالی.


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 10:55  توسط منصور چاره گر  | 

شهر تپه های باستانی ایران

مراوه تپه :

شهرستان مَراوه‌تَپه از شهرستان‌هاي استان گلستان و ترکمن صحراي ايران است. مرکز اين شهرستان شهر مراوه‌تپه است. اين شهرستان در شمال خاوري ايران در نزديکي مرز ترکمنستان واقع شده است.


در سال ۱۳۸۶ خورشيدي بخش مراوه‌تپه شهرستان کلاله به شهرستان ارتقاء يافت و از آن جدا شد.

روستاي مراوه تپه در سال ۱۳۷۹ به شهر تبديل و مراوه نامگذاري شد. اين شهر در سال ۱۳۱۱ توسط آلماني‌ها نقشه کشي و بناء شده‌است. نام اين شهر از تپه باستاني که در طرف شرق شهر واقع است، گرفته شده‌است.

منطقه مراوه تپه يکي از مساعدترين مناطق کشاورزي استان گلستان به شمار مي‌رود و استعداد زيادي در توليد محصولات کشاورزي دارد.


                       

وجود آثاري از گذشتگان که نشان دهنده قدمت چندين ساله آن خطه باشد و بعنوان مظهر و سمبل مطرح مي شود از آن جمله ابنيه ها ، تپه ها ،مساجد ، اماکن مذهبي و .. که نام مراوه تپه با نام يکي از اين آثار که به شکل «تپه» است بنام مراوه تپه مزين مي شود .

اين آثار مي توانند جاذبه خوبي براي جذب گردشگران از اقصي نقاط کشور شوند که خود در پيشرفت و تعالي منطقه مؤثر بوده و بعضاً ايجاد شغل هايي نيز در کنار آن ميسر مي شود.

مراوه تپه شهر تپه‌هاي تاريخي :

تپه ي مراوه که در شرق مراوه تپه قرار دارد و يکي از علل نام گذاري مراوه تپه نيز اين تپه است . اين تپه سمبل شهر است ، نظير اين تپه ، تپه اي نيز در ابتداي ورودي شهر از مسير کلاله قرار دارد که فاصله تقريبي اين دو تپه دو کيلومتر است .

قوشه تپه به زبان محلي يعني دو تپه . اين تپه ها در نزديکي روستايي به همين نام يعني قوشه تپه در شرق مراوه تپه در فاصله اي حدود 28 کيلومتر قرار گرفته اند . اين تپه ها با فاصله اي تقريبي 4 متر از هم قرار گرفته اند و شکل ظاهري آنها هيچ تفاوتي با هم ندارند، گويا روزگاري به روي اين تپه ها برج و بارويي براي نگهباني و حراست بوده است .

از اين تپه هاي قديمي کاسه ها و کوزه هايي لعابي شکسته که بر روي آن نقاشي شده بود بدست آمده است . اين تپه ها را با شيب ملايمي حدود 45 درجه ساختند که انسان براحتي مي تواند از هر جايي که بخواهد از پاي تپه به قله آن صعود کند .

قطر تپه شمالي در قله آن 35 متر و قطر تپه جنوبي 40 متر است . اين تپه ها بعد از روستاي قوشه تپه در کنار جاده اصلي روستاي قازانقايه قرار دارند و نظر هر بيننده و رهگذري را به خود جلب مي کند .




                        

جاذبه هاي شهرستان مراوه تپه ، آرامگاه دولت محمد آزادي و مختومقلي فراغي ، قيزلز قلعه واقع در ۵ کيلومتري مراوه تپه و در کنار روستاي يکه چنار ، تپه دهکده تک چنار ، مدرسه سيد قليچ ايشان واقع در روستاي کريم ايشان که از بناهاي دوره قاجاريه ، است. اين مدرسه قديمي‌ترين ساختمان علوم ديني ترکمانان ايران محسوب مي‌شود ، يتگلک تپه ، امام زاده ، اسحاق نور نيز از ديگر جاذبه هاي اين منطقه است .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 17:20  توسط منصور چاره گر  | 

زیارتگاه تکیه بابا

نگاهي به زيارتگاه باباتكيه در شهرستان مينودشت :
 
 نگاهي به زيارتگاه باباتكيه در شهرستان مينودشت  زیارتگاه بابا تکیه در روستاي پاسنگ بالا بخش گاليكش از توابع شهرستان   مينودشت از مناطق زيارتي و گردشگري استان گلستان است كه در بين كوههاي مرتفع، جنگل و زمينهاي كشاورزي قرار گرفته است.

اين بنا در دامنه شمالي نيلي كوه واقع شده و با شهر گاليكش در شرق استان حدود ‪ ۱۲‬كيلومتر فاصله دارد.

براساس اعتقادات اهالي روستاي پاسنگ و به استناد شجره‌نامه موجود، اين زيارتگاه مربوط به آصف پسر برخياي وزير يا دبير سليمان نبي (ع) و يا دانشمندي از بني‌اسراييل است.

از ديگر مطالبي كه براي آصف بيان شده خنياگري مشهور در زمان داوود نبي بوده است.

به گفته زايران و اهالي، اين شخص به دليل آنكه اغلب در مجاورت و نزديكي درخت چنار مي‌نشسته و به سيروسلوك مي‌پرداخته يا با مريدان و ياران خود حلقه‌هاي تعليم و موعظه برپا مي‌داشته به بابا تكيه معروف شده است.

همچنين گفته شده است به دليل اينكه آصف برخيا به هنگام فرار از سوي تكفيركنندگان به اين منطقه رسيده و پناه گرفته و به هنگام استراحت به قتل رسيده است از اين رو به اين مكان باباتكيه مي‌گويند.

 آصف برخيا يا همان باباتكيه يك عارف و صوفي كامل بوده زيرا كلمه بابا خاص مشايخ و بزرگان صوفيه بوده است.

به نظر مي‌رسد كه زيارتگاه باباتكيه در آغاز يك خانقاه و محل اجتماع صوفيان و مريدان آصف برخيا بوده كه بعدها جسد وي را در اين مكان دفن كرده و اين مكان بتدريج به زيارتگاه تبديل شده است.

از نظر وضعيت ساختماني، بناي قديمي اين زيارتگاه خراب شده و بناي كنوني در سال ‪ ۱۳۵۰‬به جاي آن ساخته شده‌است، اين بنا در حال حاضر آجري بوده و منحصر به يك اتاق به شكل مربع و سقف شيرواني فلزي به اندازه ‪ ۹‬در ‪ ۱۰‬متر است.

 در ورودي آن در ضلع شرقي زيارتگاه قرار دارد و نماي خارجي آن به صورت قوس هلالي است.

زيارتگاه باباتكيه از دو قسمت فضاي اصلي يا شبستان ساده و كفش‌كن تشكيل شده كه با يك در به همديگر مربوط مي‌شوند.

در فضاي اصلي يا شبستان چيزي جز صورت قبري ساده ديده نمي‌شود كه نماي قبر به صورت يك ضريح فلزي سبزرنگ به ارتفاع حدود ‪ ۱/۵‬متر و طول دو متر به شكل قبرهاي پشته‌اي ساخته شده است.

كفش‌كن زيارتگاه نيز به شكل مستطيل است و با يك شبستان دراز از زيارتگاه جدا مي‌شود در داخل آن دو تيغه آجري به ارتفاع ‪ ۳۰‬سانتي متر ساخته شده كه زائران شمع‌هاي نذري خود را روي آن روشن مي‌كنند.

نماي خارجي و داخلي زيارتگاه ساده و عاري از هرگونه تزيين و عناصر هنري است و دو پنجره فلزي ساده در طرف شرقي بقعه ديده مي‌شود.

فضاي بيروني زيارتگاه محوطه‌سازي شده است، در حياط آن مزار و قبور مسلمين و شهداي روستاي پاسنگ بالا و پايين قرار دارد.

در اين محل دو گونه قبر ديده مي‌شود. قبرهاي قديمي كه فاقد سنگ مزار و به صورت قلوه سنگ چين و شكل بيضي است و قبرهاي جديد كه داراي سنگ قبر بوده كه روي آن مشخصات كلي فرد متوفي شامل نام و نام خانوادگي، نام پدر، تاريخ ولادت و وفات حجاري شده است.

در بعضي از سنگ قبرها همچنين آيات قرآني به منظور طلب آمرزش و رحمت براي متوفي، نوشته شده است.

نام روستا به اين دليل پاسنگ ناميده شده كه در مجاورت و نزديكي نيلي‌كوه و جنگل واقع شده، در اين ارتباط روستاي بالاتر از زيارتگاه باباتكيه كه به جاده بين‌المللي مينودشت - مشهد و به شهر گاليكش نزديكتر است را پاسنگ بالا و روستاي داراي زيارتگاه را پاسنگ پايين ناميده‌اند.

رودخانه روستا با فاصله كمي از شمال و شرق زيارتگاه مي‌گذرد و باعث آباداني بيشتر محيط اطراف و پرمحصولي زمينهاي كشاورزي و سرسبزي و طراوات منطقه شده است و به اين دليل در محوطه زيارتگاه باباتكيه درختان تنومند و كهنسالي نظير چنار، گردو، راش، صنوبر، شمشاد، انجير، انار و توت ديده مي‌شود.

عمر برخي از اين درختان تا چندصد سال تخمين زده مي‌شود كه در اين ميان يك درخت چنار در فاصله كمي از بقعه و در مجاورت رودخانه و راه دسترسي روستا روييده است كه نزد اهالي از اهميت خاصي برخوردار است و با توجه به شكل ظاهري و تنومندي آن به‌نظر مي‌رسد كه عمر درازي داشته باشد.

شهرستان ‪ ۱۲۷‬هزار نفري مينودشت با يك هزار و ‪ ۵۷۷‬كيلومتر مربع وسعت در شرق استان گلستان قرار دارد، در بخش گاليكش اين شهرستان ‪ ۶۵‬هزار نفر زندگي مي‌كنند.
 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 13:56  توسط منصور چاره گر  | 

بلندترین بنای خشتی دنیا

برج قابوس گنبد کاووس :


در برابر استپ های پهناور آسیا ، در شمال شرقی ایران ، کنار سلسله جبال البرز شرقی در دشت ترکمن ، بزرگترین بنای آجری جهان و یکی از عظیم ترین مفاخر معماری ایران قرار دارد . بنایی که بیش از هزار سال توجه انسانها را به خود جلب نموده است . این بنای باستانی ((گنبد قابوس)) یا ((گور سرخ)) است که در حاشیه خرابه های شهر قدیمی جرجان پایتخت سلسله آل زیار در درون شهر گنبد کاووس بر فراز تپه ای مرتفع قرار دارد .

این برج  در زمان سلطنت قابوس بن وشمگیر ساخته شده است و معماران و کارگران فراوانی به مدت پنج سال با کوبه کردن خاک به دور آن به صورت مار پیچ جهت ساختن این برج تلاش کردند .

هدف و انگیزه اصلی سازندگان بنا تاکنون بطور دقیق معلوم نشده است و آرا محققان در این باره متفاوت است . اما علیرغم دیدگاههای مختلف ، این برج عظیم می توانست راهنمای کاروان هایی باشد که در طی سفر راه شهر جرجان را گم کرده اند .

این بنای با شکوه در میان پارکی بزرگ و زیبا جای گرفته و نه تنها در خاک ایران بلکه در سراسر جهان شناخته شده است و از کیلومترها دور نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کند .

4rp84m


تپه ای که پای بست بنا بر آن نهاده شده است اکنون 15 متر ریشه دارد و ارتفاع برج 55 متر است که با احتساب بلندی تپه ، در مجموع 70 متر از سطح زمین بلندی دارد . این برج از دو قسمت تشکیل می شود قسمت اول قاعده و بدنه میل ، قسمت دوم شامل قسمت مخروطی شکل آجری آن است .

ملاط بکار رفته در گنبد یک نوع ساروج است که بر اساس مخلوطی از آهک و خاکستر و خاک رس و ماسه بادی ترکیب شده است و احتمالا در آن گل جگن بعنوان عامل پیوند دهنده نیز بکار رفته است .

قدرت این بنا مدیون ارتفاع زیاد و یکتایی عریان آن و تمرکز بر روی حجمی ساده و شکلی نیرومند است که جایی برای هیچگونه بحث و تفرقه حواس باقی نمی گذارد . ساخت این بنا پاک و برهنه ، چنان جنگجویی در نبرد مرگبار سرنوشت ، همچون شاهی شاعر که بر ابدیت پنجه افکنده ، سنگین و با هیبت ، مرگ را به مبارزه گرفته است . هر چند این برج باشکوه در طی قرون از گزند تجاوز مصون نبوده ، ولی هنوز در پیشگاه ناظران سربلند ایستاده است .

              
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 10:0  توسط منصور چاره گر  | 

اهمیت گردشگری

توریسم از دیدگاه اسلام وقرآن وحدیث:

در ارتباط با جهانگردی دو مساله دراسلام شایان اهمیت است : اولا"سیر وسیاحت درپهنه گیتی ومشاهده آثار صنع و اشنا شدن با فراورده های جامع بشری وملل مختلف ثانیا"جلب جهانگردان به کشورهای اسلامی تا از نزدیک با فرهنگ اصیل وتمدن دیرپای اسلامی آشنا شوند .

(( ای رسول بگو به مردم که در زمین سیر کنند و ببینند که خدا چگونه خلق را ایجاد کرده ٬ سپس آخرت را ایجاد خواهد کرد که خدا بر هر چیزی توانا است )) .

                                           

از حضرت علی (ع) نقل شده است برای کسب فضایل از زادگاه خود پای بیرون گذار و غربت و دوری از شهر و دیار را انتخاب کن  که  در مسافرت ۵ فایده  وجود  دارد :

۱- تفرج هم و غم و اندوه را از تو دور می کند و موجب شادی و انبساط خاطر می گردد .

۲-از طریق مسافرت امکانات زندگی بهتر و معیشتی نیکوتر حاصل می گردد .

۳- مسافرت به علم و دانش و آگاهی می افزاید .

۴- انسان در مسافرت با آداب و رسوم و فرهنگهای گوناگون آشنا می شود. 

۵- انسان با مسافرت خواهد توانست با شخصیت های مفید به اجتماع آشنا شود و همنشین آنها گردد .

                                             

و در حدیثی پیامبر اکرم (ص) به حضرت علی (ع) چنین می فرفاید : یا علی ٬ انسان عاقل برای ۳ چیز مسافرت می کند :

۱- برای بهبود و تکمیل زندگی

۲- برای تهیه زاد و توشه اخروی 

۳- برای آسایش و راحتی                                                                

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 13:21  توسط منصور چاره گر  | 

بتاز چابکسوار

گنبد کاووس ٬ پایتخت سوار کاری آسیا

 

پیشانی اسبان تا روز رستاخیز جایگاه خیر و بر کت خواهد بود .

                                                                   رسول اکرم(ص)

زندگي تركمنها با اسب عجين شده است. آنها از ديرباز عشق و علاقه خاصي نسبت به اسب داشته اند. در حقيقت مهمترين مونس آنها در مسافرت، كار و حتي جنگ همين اسب بوده و بنابراين ضمن برقراري يك رابطه خوب، اسب جايگاه ويژه اي در ميان مردم تركمن پيدا كرده است. من نقلي را بيان مي كنم كه عين حقيقت است. تركمنها اعتقاد دارند، بادي كه از فاصله بين دو گوش اسب به صورت سوار هنگام تاختن مي خورد، باد بهشت است. شما با اين موضوع ديگر مي توانيد جايگاه اسب و اسب دواني را در بين تركمنها پيدا كنيد. آنها با توجه به عشق فراوان به اسب، شايد بر روي سن و سال بچه شان آن قدر حساس نباشند كه بر روي سن و سال و شجره اسبشان حساس هستند. براي آنها كه در مسابقه شركت مي كنند بسيار مهم است كه بدانند پدر، پدر بزرگ و ريشه اجدادي اسب چه بوده است.

                                      

اسب ترکمن :

اسب بلند بالا ٬ لاغر اندام و کشیده ترکمن از ذخیره های ژنتیکی خالص و با ارزش کشور ایران است که در گستره تاریخ بلحاظ چابکی ٬استقامت و پرش٬ مورد تحسین عموم بوده و هست .

اسب در بین ترکمن ها جایگاه خاصی دارد. در حقیقت نام ترکمن با نام اسب عجین شده است . اسب مظهر و سنبل قوم ترکمن است و در فرهنگ و ادبیات قوم ترکمن نقش بسزایی دارد .

قدیمی ترین تصویری که از اسب ترکمن به جا مانده است مربوط به تصویر اسب ترکمن در ۵۰۰۰ سال پیش می باشد .که نشان انجمن ملی اسب ایران برگرفته از آن تصویر می باشد .

                              

مجموعه سوار کاری گنبد کاووس :

 تركمن هميشه در طول دوران سعي مي كرده خورد و خوراك اسب را مهيا كند و سپس به خانواده برسد. همين علاقه فراوان بوده كه وقتي ما به تاريخ منطقه تركمن نشين در سالهاي 1330 تا 1340 نگاه مي كنيم، برگزاري مسابقه اسب دواني به عنوان يك مراسم خاص و ويژه در شاديها و جشنها - به ويژه مراسم عروسي - بوده است. اين مسابقه ورزشي در زبان تركمني به «آيلو» معروف بود.
 « اين روند تا سال 1350 پيش رفت تا در نهايت به علت علاقه بيش از حد مردم منطقه، تصميم به ساخت مجموعه سواركاري گنبد كه هنوز هم بزرگترين مجموعه سواركاري كشور است گرفته  شد. پس از ساخت اين مجموعه، مسابقه هاي كورس به دو صورت پاييزه و بهاره، شكل خاصي به خود مي گيرد.»
مجتمع عظیم سوار کاری گنبد کاووس در خیابان شهید فلاحی بالاتر از دانشکده کشاورزی این شهر واقع شده است .

در شهرستان گنبد کاووس مسابقات اسبدوانی هر ساله در فصول بهار و پاییز برگزار می شود و هم اکنون کورسهای بهاره و پاییزه در روزهای پنج شنبه برای اسبهای ترکمن و روزهای جمعه برای اسبهای نژاد ترو برد اجرا می شود و علاقمندان زیادی را از گوشه و کنار کشور به خود جذب می کند .

در هر هفته چيزي حدود هشتاد تا نود اسب در مسابقه ها حضور مي يابند و هر اسب در هر هفته توان و اجازه حضور در يك دور رقابت را دارد.     اسبها در هر هفته بر اساس نژاد، سن و عملكرد قبلي شان تقسيم بندي مي شوند.

                              

 تماشاگران و پيش بيني ها :


شايد عاملي كه در طول اين چند سال اخير باعث توسعه و رشد روزافزون اسب سواري در ايران به ويژه در منطقه تركمن صحرا شده، همين تماشاگران علاقه مندي است كه زن و مرد و كودك از ساعتها قبل وارد ورزشگاه مي شوند و از نزديك مسابقه ها را تماشا مي كنند. البته موضوع پيش بيني ها، چه از نوع قانوني و چه از نوع غيرقانوني توسط «بوكي ها» هيجان اين رقابتها را صد چندان كرده است.
همين روند در سالهاي اخير باعث شده تا هر هفته از هفته هاي فصل بهار، چيزي حدود 5 تا ده هزار نفر مسابقه ها را از نزديك پيگيري كنند. سيل هيجان زده جمعيت در حين برگزاري مسابقه هاي كورس در ميدان اسب دواني گنبد به گونه اي است كه صندليهاي كم تعداد ورزشگاه، جوابگوي آنها نيست و تماشاگران علاقه مند از كنار سكوها گرفته تا كنار فنس پيست كه فاصله اي حدود ده متر است را هم پر مي كنند.
اما از همه اينها گذشته، هيجان خاص مردم و تشويقهاي بي امان آنها كه با صداي پرلهجه و گرم گزارشگر ورزشگاه همراه است، رنگ و بوي خاصي به كورس سواركاري مي دهد. رنگ و بويي كه شايد در كمتر مسابقه ورزشي بتوان آن را يافت. از زماني كه اسبها از «دپار» آزاد مي شوند، گوينده ورزشگاه تا آن جا كه نفس دارد فرياد مي كشد و سپس به گزارش رقابت مي پردازد. تماشاگراني هم كه در اين لحظه، استرس سراپاي وجودشان را فرا گرفته، حتي توان نشستن بر روي صندلي را ندارند. سايرين هم از كنار صندليها تا كنار فنس يكسره براي قهرماني اسبي كه روي آن پيش بيني كرده اند، فرياد مي كشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 14:48  توسط منصور چاره گر  | 

وقتی ببرها افسانه می شوند

آیا دوباره نعره ببر مازندران را خواهیم شنید ؟
 
وقتی نام ببر در ایران برده می شود بی اختیار هر ایرانی وطن دوستی ببر مازندران
را به یاد می آورد .   سلطان گربه سانان ایران..ببر ایران امروز به افسانه ها پیوسته است. در  روزگارانی نه چندان دور در پهنه ای به وسعت جنگل ها و بیشه زارهای گیلان و مازندران از آستارا تا نواحی ترکمن صحرا ببر ایران قدرت بلامنازع محسوب می شد. عملکرد ناصواب آدمیان در آن وسعت پهناور چنان عرصه را بر این گربه بزرگ ایران زمین تنگ کرد و قلمرو زیستی او را محدود نمود که ناچار به ترک بوته زارها و نیزارها شد(محیط زیست طبیعی و مورد علاقه ببر که توسط انسان ها نابود شد). هیچ از خود سوال کردید چه بلایی بر سر این حیوان زیبا آمده است؟ اگر چندین دهه قبل را مجسم کنید در آن زمان دشت های مازندران را جنگل های دشتی می پوشاند و به سختی می توانستیم آسمان را شاهد باشیم ولی حالا نیزارهای گرگان را خشکانیده ایم و اراضی را به کشتزار تبدیل نمودیم ناآگاهانه تیشه به ریشه زیستگاه زدیم خلاصه اینکه ببری که در زمان زیمان می بایست در این نیزارها زیست نماید تا توله آن از گزند مورچه ها در امان باشد با از بین رفتن این نیزارها نتوانست به حیات خود ادامه بدهد و نسل آن از بین رفت. کوچ اجباری این جانور بزرگ به ارتفاعات جنگلی رقابتی نابرابر در میان او و سایر گوشتخواران جنگل های مرتفع ایجاد کرد چرا که گوشتخواران دیگر به نوع شکار در جنگل های انبوه و مرتفع عادت داشتند و طبیعتاً در سفره مشترک شکار یعنی چرندگان (به ویژه گراز که غذای اصلی ببر بود) نصیب و بهره اصلی آن رقیبان بود. نسل ببر که از زیستگاه اصلی خود به تدریج عقب نشینی کرده بود از سویی به علت شکار بی رویه در معرض خطر بود و از طرف دیگر به دلیل حمله گاه و بی گاه به گاو و گوسفندان روستاییان به دلیل گرسنگی، بغض و کینه صاحبان احشام تلف شده متوجه ببر مازندران می شد آنان با طعمه های سمی موجب هلاکت تعداد اندک باقیمانده از گروه بزرگ ببرها شدند.
این "گربه" بزرگ و زیبای ایرانی بیش از 40 سال است که به احتمال نزدیک به یقین نسلش در ایران منقرض شده است. گرچه هر از چند گاه خبر برخورد با ببردر بیشه های مازندران در بین ساکنان برخی روستاهای آن خطه امیدی را در دلها زنده میکند, افسوس که هیچ رد , اثر یا نشانی که دال بر مستند بودن این خبرها باشد بدست نیامده و متاسفانه این نوع اخبار را میتوان تنها بعنوان خطای دید و یا شایعه تلقی کرد. زنده یاد کریم کشاورز در کتاب تاریخ گیلان وقتی ددان موجود در شمال را برمی شمارد ببر هم جزو آنهاست. و کتاب فوق در سال 1347 شمسی به چاپ رسیده است. یعنی 40 سال پیش هنوز ببر در جنگلهای شمال ایران وجود داشت, و یا اینکه تازه منقرض شده و کسی از این فاجعه محیط زیستی با خبر نبوده. درباره آخرین ببرهای مازندران که دیده شده دو روایت وجود دارد که هر دو غم انگیز است, اولی ببری است که در سال 1332 در بیشه ای نزدیک و مشرف به روستای آق قمیش در ۱۰ کیلومتری شرق کلاله بر سر راه مینو دشت ــ بجنورد، توسط شکارچی حرفه ای به نام سروان احمد هنرور شکار شد. احمد میرزاده, شاعر و نویسنده نوجوانان, در کتابی به نام " ببرها هنوزنعره مى کشند" درباره این ماجرا نوشته است. و دومی در سال 1338 ببری با رنگ حنایی مایل به قرمز با خطوط پهن سیاه‌رنگ در ارتفاعات جنگلی شمال ایران توسط یک شکارچی محلی کشته شد .


تصویر فوق مربوط به شکار آخرین ببر مازندران در روستای آق قمیش می باشد .

مشخصات ببر ایرانی یا ببر مازندران با نام علمی(Panthera tigris virgata) به این شرح است:

رنگ پشت و پهلوی ببر ایرانی زرد متمایل به نارنجی با نوارهای باریک و قهوه ای می باشد و زیر بدن یعنی شکم و سینه سفید رنگ است. پشت گوش ها سیاه بوده لکه سفیدی در وسطش دیده می شود. از ببر ایران که زیستگاه اصلی اش دامنه شمالی رشته کوه البرز بوده است با نام (( ببر خزر )) یا ((ببر مازندران)) در سفرنامه ها و کتب تاریخی و ادبی یاد شده است. ببر ایرانی شباهت زیادی به پسر عموی بنگالی خود دارد ولی نوارهای قهوه ای دور بدنش یه پهنی نوارهای ببر بنگال نیست ( البته تعداد نوارها در ببر ایرانی بیشتر است) همچنین رنگ پهلو ها در ببر ایرانی تیره تر (قهوه ای تر ) می باشد.
موهای بدن ببر مازندران بخصوص در زمستان رشد زیادی دارد و موهای صورت او مانند ببر سوماترا بلند است. طول بدن ببر مازندران ۱۴۰ تا ۲۸۰ سانتیمتر می باشد و اندازه دم این حیوان بین ۶۰ تا ۹۰ سانتیمتر است.(دو گزارش هم درباره اندازه ببر ایرانی وجود دارد یکی از منطقه لنکران که طول بدن این حیوان را ۲۵۹ و ۵/۲۸۹ سانتیمتر ذکر شده است)
غذای ببر خزر مرال، گوزن، گراز، شوکا، گربه وحشی، خرگوش، پرندگان و خزندگان و در مواقع گرسنگی و عدم دسترسی به شکار طبیعی گاو و گاومیش اهلی بوده است. جفت گیری این جانور احتمالاً در زمستان بوده دوره آبستنی تقریباً ۱۰۵ روز به طول می انجامد و در هربار زایمان دو تا سه و گاهی ۶ بچه به دنیا می آمد. بچه ها در ۴ سالگی بالغ می شوند (طول عمر ببر در اسارت ۳۰ سال می باشد) ببر مازندران هم به مانند سایر گوشتخواران بیشتر هنگام طلوع و غروب آفتاب و شب ها اقدام به شکار می کند . 


براستی آیا دوباره غریو پر طنین ببر مازندران را خواهیم شنید؟ شاید روستائیان واقعاً این سلطان جنگلهای شمال را دیده اند, سلطانی که از شرم ناتوانی در حفظ ملک خویش به پرت ترین گوشه های جنگل پناه برده است. اما آنچه که در دسترس هست (البته در ایران) از حد چند تا عکس و نقاشی تجاوز نمیکند. اما در خارج از ایران (همانند آثار فرهنگی و تاریخی و دفینه های ماندگار از دوران باستان ما که سالهاست به موزه های انگلیس, فرانسه, آمریکا , اسرائیل و روسیه سرازیر شده و کماکان میشود) نه تنها عکس و نقاشی و پوست, بلکه خوشبختانه نمونه های زنده ببر مازندران هم نگهداری میشود. بنابر اسنادی در باغ وحش‌های شهر "اکسبورگ" آلمان و کالیفرنیای آمریکا چندین ببر ایرانی با قید زیست بوم این جانور وجود دارد, به علاوه در دفتر اطلاعات باغ وحش کالیفرنیا در قسمت ببرهای تانگای هند و مازندران که هر یک جداگانه نگه‌داری می‌شوند این مضمون به چشم می‌خورد:"پنج ببر مازندران از اعقاب ببرهایی است که در زمان قاجار به آمریکا آورده شده است". احتمالاً این ببرها در زمان ناصرالدین شاه به اروپا و آمریکا فرستاده شدند. چون ناصرالدین شاه برای تفنن باغ وحشی در بخشى از قصر دوشان تپه ساخت که در آن مجموعه‌اى از حیوانات و از جمله تعدادى ببر مازندران نگهدارى میشد.

 

 

                

 

 

 

دربیست سال اخیر در بسیاری از کشورها توانستند با پروژه هایی بعضی حیوانات را که در معرض انقراض بودند نجات دهند, و حتی در مواردی حیواناتی را که در محیط طبیعی خو منقرض شده و فقط نمونه هایی در باغ وحش ها موجود بود را به محیط طبیعی و آزاد خودشان برگردانده ونتیجه موفقیت آمیز هم بود. چرا ببر مازندران نه؟ میدانم که آرزویی دست نیافتنی است. وقتی که قطع درختان توسط شرکتهای چوب بری, خشکاندن مرداب ها, شکار بی رویه, آلودن محیط با فاضلاب کارخانه هاو...ادامه دارد, بیشترباید نگران آنهایی باشیم که میدانیم هنوز درجنگلهای شمال زندگی میکنند ولی خطر آنها را هم تهدید میکند و هشدار که اینان هم اگر نجنبیم دچار سرنوشتی مشابه ببرمازندران خواهند شد: بز کوهی, پلنگ, خارپشت, خرس, خرگوش, روباه, سمور, سنجاب, شغال, قوچ, گراز, گربه وحشی, گرگ, گوزن و همچنین شماری از آبزیان...
تصویر زیر مربوط به ببر مازندران در سال 1912 میلادی میباشد. این تصویر توسط سربازان روسی گرفته شده که در بخشهای خراسان و گرگان این ببر را شکار کرده بودند. برخی از کارشناسان این تصویر را متعلق به ببر مازندران نمی دانند و استنباط آنها ظاهر ببر و تفاوتهای تئوریک با ببر مازندران را دلیل قرار میدهند ولی تاکنون مدرکی دال بر رد این تصویر وجود نداشته است. این تصویر در بسیاری از سایتهای روسی دیده میشود و محل شکار را در خراسان شمالی و گاهی نیز در مناطق گرگان ذکر کرده اند.


نمونه موجود ببر ایرانی در موزه بریتانیا دارای مشخصات زیر است:

رنگ زمینه پشت و پهلوها زرد متمایل به طلایی با نوارهای عرضی زرد تیره رنگ یا قهوه ای روشن رنگ زمینه و نوارها در پهلو ها کمتر است سینه و شکم سفید ( با نوارهای زرد در زیر شکم) می باشد. زمینه صورت زرد و پیشانی دارای نوارهای قهوه ای است اطراف چشم ها و روی گونه دارای لکه سفید می باشد.دم به تناوب از نوارهای روشن متمایل به سفید و نوارهای زرد پررنگ تشکیل شده است پاها در سطح خارجی زردرنگ بوده در سطح داخلی سفید می باشد)

                            


براستی که امید برای یافتن ببر مازندران هیچ گاه از بین نخواهد رفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 12:43  توسط منصور چاره گر  | 

مختومقلی فراغی

آشنایی با مشاهیر : زندگی نامه مختوم قلی فراغی شاعر شهیر ترکمن

 

مقارن با فتنه و آشوب های افشارها ، در شمال خراسان در روستای گرکز جرگلان که اکنون جزء خاک خراسان شمالی و شهرستان بجنورد است کودکی پا به دنیا نهاد که پدرش او را مخدوم قلی نام نهاد . جد مختوم قلی فراغی ، مختوم قلی یوناچی نام داشت (1720-1654 میلادی) وی بسیار تنگدست و فقیر بود و از طریق آهنگری ، زرگری ، چرمسازی ، و خدمت دهقانی گذران روزگار میکرد . یوناچی در سال 1694 میلادی یعنی در سن 40 سالگی ازدواج کرد و در سال 1700 صاحب پسری شد که او را دولت محمد نام نهادند . 


دولت محمد به جهت اینکه در سن پیری از پدر متولد شد به قاری ملا یعنی ملای پیر شهرت یافت .وی آزادی تخلص میکرد . از او آثاری چون وعظ آزادی ، حکایت جابر انصار ، مناجات
و اشعاری چند در غالب غزل ، قصیده و رباعی به یادگار مانده است .دولت محمد پنج پسر داشت و یکدختر ، که مختوم قلی سومین آنهاست . سال تولد مختوم قلی را 1733 میلادی برابر با 1112شمسی ذکر کرده اند و سال وفات او را 1790 میلادی یعنی 1169شمسی آورده اند وی در زمان وفات 57 سال سن داشته است .

عصر مختوم قلی عصر اغتشاش بود عصر باقی مانده از از خاکستر دوران نادر ، وی در فاصله مرگ نادر و جلوس کریم خان زند در سنین 6 تا 16 سالگی کاز چوپانی و دهقانی را و زرگری را تجربه کرد . در همین زمان احمد خان درانی بنیانگذار افغانستان جدید نیز در پی چشم طمع به متصرفات نادر از عوامل اغتشاش در ایران بود به همین منظور از بزرگان
ترکمن تقاضای کمک کرد در نتیجه تعدادی از جوانان ترکمن به فرماندهی چاودیر خان به سوی افغانستان گسیل شدند .

عبدالله یکی از برادران مختوم قلی نیز با آنها همرا بود که در راه کشته شد . محمد صفا برادر دیگر در جستجوی عبدالله برآمد و او نیز در راه افغانستان به دست دشمنان کشته شد . مختومقلی تاثرات قلبی خود را از این دو واقعه در طی مرثیه ایی قراء با سوز و گدازی تمام بیان کرده است . اما خود مختوقلی ، وی معلومات اولیه خود را نزد پدر فرا گرفت و پس از پدر تحت تعلیمات شخصی به نامنیاز صالح قرار گرفت و در خدمت این استاد بود که با علوم دینی مثل فقه ، حدیث ، تفسیر و کلام آشنا شد . و به مطالعه تاریخ قصص قرآن و عقاید فرزانگان پرداخت .

شوق درونی او را بر آن داشت که از مدرسه ادریس بابا در محل قزل آیاق به بخارا برود
در بخارا با نوری کاظم بن باهر آشنا شد که برای تدریس دعوت شده بود . این آشنایی منجر به دوستی عمیق بین آنها شد . با پیدا شدن دو دستگی بین طلاب ، ابتدا نوری و سپس مختومقلی بخارا را ترک گفتند و راه افغانستان و هندوستان را در پیش گرفتند . مختومقلی در طی این سفر که 6 سال طول کشید بعد از سیر و سیاحت در هندوستان از طریق کابل به ازبکستان و سپس ترکمنستان رفت و با سفارش مدرسین مدرسه خواجه احمد یساوی برای تحصیل عازم مدرسه شیرغازی شد که در شهر خیوه قرار داشت . مختومقلی در مدرسه شیر غازی با علوم و ادبیات شرق آشنا شد و در سال دوم تحصیل بود که استاد او را خلیفه خود کرد .

وی پس از سه سال مدرسه شیر غازی را ترک گفت و به اطراف اترک آمد و در آنجا ساکن شد و عاقبت نیز در روستای آق توقای از توابع شهر مراوه تپه دارفانی را وداع گفت و در همان مکان نیز به خاک سپرده شد . اینک هر ساله در 27 اردیبهشت هر سال مراسم سالروز تولد او با شکوه هرچه تمام تر با حضور شاعران و دوستداران این شخصیت برجسته از دو کشور ترکمنستان و ایران در همان مکان آرامگاه او برگزار میشود .
 

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 11:59  توسط منصور چاره گر  | 

آرامگاهی بر بلندای آسمان

  زیارتگاه خالد نبی :

 

"زیارتگاه خالد نبی"، آرامگاهیست کوچک با ژرفای معنوی در اوج آسمان و منتهی الیه کوهستان که سالانه افراد زیادی را بسوی خود می خواند.



وجود مجموعه تاریخی و فرهنگی گورستان که دارای سنگ مزارهای ایستاده و منحصر بفردیست، علاوه بر روح معنوی جنبه ای تاریخی و فرهنگی به این مکان می بخشد که از دیدگاه های تاریخی و باستان شناسی و مردم شناسی مورد بررسی قرار گرفته است.

این آرامگاه در یک منطقه کوهستانی و در فاصله 90 کیلو متری شمال شرق شهرستان گنبد کاووس و 55 کیلو متری شمال شرق شهرستان کلاله و 6 کیلومتری روستای گچی سو – نزدیک آی تمر از توابع بخش مراوه تپه و بر فراز قله کوه گوگجه داغ واقع شده است . 

قله کوه گوگجه داغ که در بین مردم به قله « قدرت » نیز معروف است ، حدود 700 متر از سطح دریا ارتفاع دارد . رشته کوه گوگجه داغ از مشرق به کوه های بابا شملک و از شمال و غرب و جنوب به هزار دره اطراف پیوسته است . 

 راه ارتباطی زیارتگاه خالد نبی کوهستانی بوده، ولی از طریق کلاله و تمرقره قوزی تا آن محل راه دشواری نیست. بدلیل دوری راه و فقدان وسیله نقلیه و کمبود تسهیلات رفاهی در محل و همچنین گرمای شدید تابستان و سرمای زمستان، بهترین زمان برای انجام دینی و زیارت ماه های فروردین و اردیبهشت است .

در نزدیکی و پایین تر از بقعه خالد نبی، بقعه های عالم بابا و چوپان عطا و دره ای بنام پنج شیر و همچنین چشمه خضر دندان قرار دارند . طبق روایات رایج بین اهالی، عالم بابا پدر همسر خالد نبی و چوپان عطا، شبان خالد نبی یا یکی از اولیای گمنام و یا یکی از همراهان وی بوده است ، که همگی آنها مورد توجه واحترام ترکمن ها می باشند .

در قسمت شرق بقعه چوپان عطا و پیوسته به آن و بر روی یک رشته تپه ماهورهای خاکی که ارتفاع آنها به مراتب کمتر از ارتفاع محل مرقد خالد نبی است، گورستان عظیمی دیده می شود که حدود 600 سنگ مزارهای استوانه ای تا ارتفاع حداکثر 2 متر در آن دیده می شود . 

معرفی خالد نبی و شرح زندگی ایشان :

یکی از پیغمبران عرب بعد از حضرت عیسی خالد نبی غیث بن سنان عبسی بود، که در گفتگوی محاوره ای ترکمنان، ایشان را « حالت نبی » می گویند .

به نقل از کتاب ناسخ التواریخ، خالد بن سنان (ع) شش هزار و یکصد و بیست و سه سال بعد از به دنیا آمدن حضرت آدم (ع) و در سال 530 میلادی بر تخت نبوت نشسته و مردم زمان خود را به شریعت حضرت «اسماعیل ذبیح اله (ع) » می رسد . او در سرزمین عدن که در یمن می باشد، می زیسته است . و از قبیله « بنی عبس بغیض » می باشد. از آنجاییکه ایشان در زمره پیامبران تبلیغی بدون کتاب و آخرین مبلغ دین مسیح بوده و وظیفه اش ایجاب می کرد که بعنوان مبلغ دینی به همه جا سفر کند و مردم را به پذیرش دین مسیح دعوت کند .

مرحوم حاج عبدالجلیل آخوند جعفربای از علمای ترکمن صحرا و گنبد کاووس در جزوه ای تحت عنوان « فضیلت نامه خالد نبی » که به زبان ترکمنی نوشته می گویند : « حضرت خالد نبی که مردم مسلمان ترکمن نسل اندر نسل به زیارت بقعه ایشان مبادرت کرده اند، به شهادت کتب تاریخی، تفاسیر و به خصوص نوشته های ابن شهاب وی یکی از پیامبران الهی بوده است. به اعتقاد مردم مسلمان ترکمن، خالدنبی در بلندترین نقطه کوهی در شرق به خاک سپرده شده و شعرا در اشعارشان از ایشان یاد کرده اند » 

سابقه مطالعات و پژوهش های انجام شده در خصوص مجموعه تاریخی – فرهنگی خالدنبی :

 دیوید استروناخ David stronach   یکی از پژوهشگران خارجی است که این اثر را مورد بررسی و مطالعه قرار می دهد . و گزارش از گورستان خالد نبی در مقاله ای بنام « سنگهای ایستاده در ناحیه اترک » در مجله انگلیسی ایران IRAN  ( شماره xix  سال 1981 میلادی ) به چاپ می رساند .

 بعدها این مکان توسط پژوهشگران ایرانی نظیر آقایان منوچهر ستوده ( کتاب از آستارا تا استرآباد ، جلد 5)، رجبعلی لباف خانیکی ( مقاله سنگ افراشته مزارات با خزر، مجله اثر شماره 18 و 19 سال 68 ) و شهریار عدل مورد مطالعه قرار می گیرد . تا اینکه در سال 80 گورستان خالد نبی و مجموعه های وابسته به آن توسط کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان گلستان در فهرست آثار ملی کشور ثبت رسانیده می شود این گزارش حاصل بررسی و تحقیق در گزارش های پژوهشگران یاد شده و مطالعه و پژوهش دقیق ( کتابخانه ای ومیدانی ) نگارنده از دیدگاه های باستان شناسی، تاریخی و مردم شناسی است .

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 10:52  توسط منصور چاره گر  | 

پارک ملی گلستان

پارك ملي " گلستان " بهشت گمشده ايران زمين در شرقي‌ترين نقطه استان گلستان با جاذبه‌هاي منحصر به فرد خود در آغازين فصل بهار سال 89‬  پذيراي زائران حرم امام هشتم و مسافران نوروزي است.
پارک ملی گلستان با وسعت 92 هزار هکتار, زیستگاه گونه های زیبایی از حیوانات مختلف از جمله گوزن , آهو , غزال ,قوچ ,میش,پلنگ و... می باشد.وجود مناطق جنگلي و استپي ، پارك‌هاي ملي و طبيعي، آبشارهاي زيبا و منحصر بفرد طبيعي در اين منطقه، خلقت بي‌نظير و بي‌بديل آفريدگار توانا را به رخ هر بيننده‌اي مي‌كشاند. اين پارك در ‪ ۳۰‬كيلومتري شرق شهر گاليكش از توابع شهرستان مينودشت و در ‪ ۱۱۵‬كيلومتري غرب بجنورد به عنوان گلوگاه استان گلستان به شمار مي‌رود.

عبور جاده بين‌المللي تهران - مشهد از ميان اين پارك سبب شده تا زائران امام هشتم و مسافران نوروزي ساعاتي هر چند كوتاه از استراحتگاه اين پارك استفاده كنند.
علاوه بر وجود يك هشتم گونه‌هاي گياهي، يك سوم گونه‌هاي پرندگان ، بيش از ‪ ۵۰‬درصد پستانداران كشور به دليل برخورداري از منابع آبي متعدد نظير چشمه‌ها،رودخانه‌ها ، نهرها و آبشارهاي متعدد ، در اين پارك زندگي مي‌كنند.

در حال حاضر در اين بوستان يكهزار و ‪ ۳۵۰‬گونه گياهي، ‪ ۳۰۲‬گونه جانوري ، هشت گونه ماهي و حشرات متنوع وجود دارد.

در اين پارك زيبا آبشارهاي زيبايي وجود دارد كه مسافران در كنار اين آبشارها و رودخانه‌هاي ان به استراحت مي‌پردازند.

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 21:25  توسط منصور چاره گر  | 

در سفر چه با خود بر داریم

کوله اکوتوریستی

سفر اکوتوریسم از خانه شروع میشود، زمانی که اکوتوریست در حال انتخاب وسایل مورد نیاز سفر است. میتوانیم کوله او را کوله اکوتوریست بنامیم. شاید در نگاه اول این موضوع به نظر شما خسته کننده و یا بی‌اهمیت باشد، درحالیکه هرچه بیشتر در این باره تفکر و یا مطالعه کنید، به پیچیدگی، جذابیت و اهمیت این موضوع پی می‌برید.

                                      
در صورتیکه کوله مناسب سفر ندارید و یا کوله‌های قدیمی شما دیگر قابل استفاده نیستند، به دنبال کیف‌هایی باشید که قسمت عمده مواد تشکیل دهنده آنها قابل بازیافت باشند. معمولا مواد تشکیل دهنده کوله‌ها به طور کامل روی برچسب آنها درج نشده است. ولیکن اشاره به این خصوصیت کوله، فروشنده را به این فکر وا می‌دارد که درآینده از تولید کنندگان کیف اطلاعات کامل‌تری درباره میزان بازیافتی بودن مواد تشکیل دهنده کیف گرفته و این نیاز بازار را به گوش آنها برساند. تحقیق در اینترنت میتواند به شما در پیدا کردن کیف‌های قابل بازیافت کمک کند زیرا فروشندگان کیف معمولا اطلاعات کاملی در این باره ندارند. البته توجه داشته باشید که در صورت داشتن کوله لزومی به خرید کوله اکولوژیک نیست زیرا مصرف هر وسیله ای یعنی استفاده بیشتر از منابع زمین و مصرف گرایی متضاد با حفظ محیط‌زیست میباشد.

در مرحله انتخاب وسایل مورد نیاز سفر، مطمئنا سلیقه شما، مقصد، شرایط آب و هوا ، طول سفر، سن و جنس شما، نوع سفر، وسیله حمل و نقل، وسایلی که باعث آرامش بیشتر شما در سفر میشوند و شرایط اجتماعی- فرهنگی جامعه میزبان همگی روی محتویات کوله شما تاثیر می‌گذارند.

* مهمترین توصیه سبک بودن کوله سفر است، زیرا اولا هرچه سبک‌تر سفر کنید، انرژی کمتری در حمل و نقل مصرف خواهد شد. ثانیا سبک سفر کردن باعث میشود بتوانید از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنید. ثالثا کمتر همراه داشتن وسایل غیر ضروری حس کهتری اقتصادی جامعه میزبان را کمتر تحریک میکند و در نهایت شما از اقتصاد محلی با گذاشتن فضای خالی در کوله تان و خرید از مردم محلی در برگشت حمایت خواهید کرد.
* مطالعات خود را درباره مقصد، قبل از شروع سفر انجام دهید و به جای برداشتن کتابهای راهنمای سفر، یادداشتهای خود را بردارید. از خرید کتابهای قدیمی راهنمای سفر خودداری کنید. برای یاد گرفتن عبارات سودمند و تشکر و سلام کردن به مردم محلی میتوانید از کتابهای مرتبط اطلاعات لازم را به دست آورید.
* لباسهای غیر نو، بدون زرق و برق، زود خشک شو، آستین بلند و به رنگهای متداول در طبیعت که باعث می شوند توجه بیش از حد مردم محلی را به خود جذب نکنید و حیوانات منطقه را از خود نرانید به تن کنید.
* از ملحفه سبک استفاده کنید. یک کیسه پارچه ای برای جدا کردن لباسهای تمیز و کثیف خود در کوله داشته باشید.
* در صورت استفاده از الکتریسیته در مقصد، تلاش خود را برای حداقل استفاده از الکتریسیته انجام دهید.
* مواد دفع کننده حشرات و ضد آفتاب تهیه شده از مواد طبیعی، کیف کمکهای اولیه و ژل ضدعفونی کننده برای استفاده بعد از دستشویی همراه داشته باشید.
* در صورت عدم وجود آب تصفیه شده بخصوص در مناطقی که مالاریا شایع است، یک کتری برقی کوچک همراه داشته باشید.
* به جای برداشتن MP3 Player و گوشی به صداهای مکانی که از آن دیدن می کنید گوش کنید و تلاش کنید با مردم گفتگو کنید.
* چنانچه آشنایانی در مقصد دارید، برای آنها عکس و یا هدیه کوچکی از محل زندگی خود ببرید.
* یک مداد و دفتر یادداشت کوچک به جای Packet PC همراه داشته باشید.
* یک ساعت ارزان زنگ داربه همراه داشته باشید تا به موقع سر قرارهای خود حاضر شوید.
* فتوکپی از مدارک سفر خود به همراه داشته باشید تا در صورت مفقود شدن اصل آنها این مدارک بتوانند به شما کمک کنند.
* باتری‌های قابل شارژ در صورت داشتن وسایل الکتریکی همراه داشته باشید.
* توجه کنید که فضای کافی برای برگرداندن زباله‌های خود به خصوص پلاستیک‌ها و باتری‌ها داشته باشید، زیرا مناطق اکوتوریستی معمولا تجهیزات لازم برای بازیافت این مواد را ندارند.
* از محل مورد بازدید خود از صنایع دستی محلی برای دوستان خود هدیه تهیه کنید تا هم از اقتصاد محلی حمایت کرده باشید و هم خاطره سفر را از یاد مبرید.
* در نهایت توجه داشته باشید که بهتر است کوله خود را خودتان حمل کنید و استفاده از مردم محلی برای این منظور پسندیده نیست.
+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 20:33  توسط منصور چاره گر  | 

عشق

عاشق شو

دوست من  ! از عشق غافل مباش. در گذشته می گفتند :

 

عشق شیری است قوی پنجه و می گوید فاش

آمدم، نعره مزن ، جامه مدر ، ساکت باش !

ا

           

اما از عشق نترس. شجاع و پر رو باش. درست است که فقط یک تصادف باعث می شود که تو و آن دختری که دوستش  داری ، در یک کلاس  درس بخوانید و اگر او در کلاس دیگری می رفت ، تو احتمالا عاشق یک آدم دیگر می شدی ، با این وجود هر وقت که مجالی پیش آمد بگو : "تو بهترین انتخاب منی ! من نمی توانستم از میان میلیون ها نفر در سطح جهان جز تو کسی را انتخاب کنم". اما پر رویی فقط یک عنصر فرعی در عاشقی است. نشانه های اصلی عاشق بودن چیزهای مهم تری هستند :

 

چارچیز آمد نشان ِ عاشقی 

خیله گی ، اسراف ، بی خوابی ، دقی 

هیچت ار باشد نشان زین چارچیز 

می توانت خواند عاشق ای عزیز

خیله گی الحال می گویم که چیست

یک رقم برخورد ِ غیر منطقی است 

مثل این که پیش یک هم نوع ِ خویش

 

این چنین له له زنی با قلب ِ ریش :

 

من فدای خاک ِ پایت می شوم 

لای لیس ِ بوت هایت می شوم

سرفه ات آهنگ ِ احمد ظاهر است 

بلغم ات در هر دو عالم نادر است 

ماه چون روی تو ، نی رویم سیاه

آه از این تشبیه بالکل اشتباه 

باش من این ماه ِ خر را می کشم  

این رقیب ِ فتنه گر را می کشم ...

 

اسراف نشان دوم عاشقی است. اگر کسی یگ لیوان آب خواست ، یک مشک  برایش ببر. عاشق خراباتی نیست ، خودِ خرابات است دوست خوبم! هیچ وقت نگذار که یک ریال در جیبت جمع شود پاکباز باش. بی خوابی نشان سوم عاشقی است. اگر ساعت چهار صبح بیدار نبودی و برای آن کس که عاشق اش هستی اعتراف نامه ی ذلت خویش نمی نوشتی ، باید در عاشقی خود شک کنی. دقی و افسرد گی نشان چهارم عاشقی است. اگر این افسرد گی بدانجا نرسد که همه ی جهان را پوچ ببینی ، ایضا عشقت  خام است

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 22:6  توسط منصور چاره گر  | 

سخن های بزرگان

نصایح زرتشت به پسرش :

 

                                                                   


روح خود را به خشم وکین آلوده مساز .


هرگز ترشرو و بدخو مباش .


در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند .


اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام

مده .


چالاک باش تا هوشیار باشی .


سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی .


با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن تاآسیب

نبینی .


مغرور و خودپسند مباش زیرا انسان چون مشک پرباد

 است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند . 

 

        

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 9:51  توسط منصور چاره گر  | 

سخن های بزرگان

حضرت علی (ع) :

 

اگر خدا کفیل است غصه چرا ؟


اگر رزق تقسیم است حرص چرا؟


اگر قبر حق است ساختمانهای مجلل چرا؟


اگر حساب حق است جمع مال حرام چرا؟


اگر قیامتی است خیانت به مال مردم چرا؟


اگر جهنم حق است این همه ناحق کردن چرا؟


اگر بهشت حق است تظاهر به ایمان چرا؟


اگر دشمن انسان شیطان است پیروی از او چرا؟

 

 

 

 

    

    اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی" فردا به آن

       چشم نگاهش مکن" شاید سحر توبه کرده باشد و تو

                                  ندانی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 9:17  توسط منصور چاره گر  |